دعا بسیار کنید که خداوند بخشنده و کریم است

جمعه 16 دی 1390  08:22 ق.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

باب کسیکه اجابت دعایش به تاخیر افتد

۱-ابوبصیر گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود : پیوسته مومن در حال خیر و امیدواری است تا مادامیکه شتاب نکند پس نومید شود و دعا را رها کند ٬ عرض کردم چگونه شتاب کند؟ فرمود :گوید از فلان وقت و فلان وقت دعا کرده ام و اجابت آن را نمی بینم!



۲- امام صادق (ع) فرمودند : همانا بنده ای دعا کند پس خدای عزوجل به دو فرشته ( که موکل بر انسان هستند یا دو فرشته دیگر ) فرماید : من دعای او را به اجابت رساندم ولی حاجتش را نگه دارید ٬ زیرا که من دوست دارم آواز او را بشنوم ٬ و همانا بنده ای هم هست که دعا کند پس خدای تبارک و تعالی فرماید : زود حاجتش را بدهید که آوازش را خوش ندارم.



۳-امام صادق (ع) فرمود : همانا مومن خدای عزوجل را درباره حاجت خود بخواند و خدای عزوجل فرماید : اجابت او را به تاخیر اندازید به خاطر شوقی که به آواز و دعای او دارم ٬ پس چون روز قیامت شود خدای کریم فرماید : ای بنده من ٬ تو مرا خواندی ( و دعا کردی) و من اجابت تو را پس انداختم ٬ اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان باشد و باز درباره فلان چیز و فلان چیز مرا خواندی (و دعا کردی) و من اجابت تو را به تاخیر انداختم و پاداش تو چنین و چنان است ٬ فرمود : پس مومن آرزو کند که کاش هیچ دعائی از او در دنیا اجابت نمی شد برای آچه ثواب و پاداش نیک که می بیند.


۴- و نیز آنحضرت (ع) فرمود : میان گفته خدای عزوجل ( که به موسی و هارون در مقابل تقاضای نابودی هارون و پیروانش فرمود : ) " هر آینه دعای شما به اجابت رسید " ( سوره یونس آیه ۸۹ ) و میان نابودی فرعون چهل سال طول کشید.



اینکه برای دعا به مومن الهام شود

۵-هشام بن سالم گوید : حضرت صادق (ع) فرمود : آیا طولانی بودن بلا را از کوتاهی آن می شناسید ( و می فهمید چه بلائی طولانی و چه بلائی کوتاه است ) ؟ عرض کردیم نه ٬ فرمود : چون در هنگام بلا به کسی از شما الهام شد که دعا کنید بدانید که بلا کوتاه است ( و مدت آن سپری شده )



۶- ابو ولاد گوید : حضرت موسی بن جعفر (ع) فرمود : هیچ بلائی بر بنده مومن نازل نشود که خدای عزوجل بدو الهام دعا کند ٬ جز اینکه بزودی آن بلا بر طرف شود ٬ و هیچ بلائی بر بنده مومن نازل نگردد که از دعا کردن خود داری کند جز اینکه آن بلا طولانی است ٬ پس هرگاه بلا نازل شد بر شما باد که بدرگاه خداوند کریم دعا و زاری کنید.



پافشاری کردن و اصرار در دعا و انتظار اجابت

۷- امام صادق (ع) : همانا چون بنده دعا کند خدای تبارک و تعالی در کار حاجت اوست مادامیکه آن بنده شتاب نکند.



۸- ونیز آن حضرت (ع) فرمودند : همانا بنده چون شتاب کند و برای کارهای خود بر خیزد ( و بدنبال کار خود رود ) خدای تبارک و تعالی فرماید : آیا بنده من نداند که براستی منم آن خدائی که حاجت ها را بر آورم؟.



۹-ولیدبن عقبه هجری گوید : شنیدم حضرت باقر (ع) فرمود : به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا پافشاری و اصرار بدرگاه خدای عزوجل نکند جز اینکه حاجتش را بر آورد.



۱۰- امام صادق (ع) فرمودند : همانا خدای عزوجل خوش ندارد که مردم در انجام حاجات به همدیگر اصرار کنند ولی برای خودش آن را دوست دارد ٬ خدای عزوجل دوست دارد که از او در خواست شود و آنچه نزد اوست خواهش شود.

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

محشور شدن در قیامت با پیامبران و صالحان

جمعه 16 دی 1390  08:20 ق.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

بسم الله الرحمن الرحیم



حضرت صادق علیه السلام از پدرش محمد بن علی ، از جدّش علی بن الحسین از حضرت امام حسین (ع) نقل می کند که پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم در ضمن وصیت هایی که به امیر المومنین (ع) کرد فرمودند :



هر کس از امت من چهل حدیث حفظ کند و قصدی جز رضای خدا و اجر قیامت نداشته باشد ، خداوند مهربان و کریم او را در قیامت با پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحان محشور فرماید و ایشان خوش رفقایی هستند.



علی (ع) عرض کرد : یا رسول الله ، مراد از این احادیث چیست ؟



فرمود : اینکه به خدای یگانه بی شریک ایمان آوری و غیر او را نپرستی ، با وضوی شاداب نماز ها را بوقت بخوانی و تاخیر نیندازی که تاخیر نماز بدون عذر موجب غضب خداوند متعال است.



زکات بپردازی.

روزه ماه رمضان بگیری.

اگر قدرت داشته باشی به زیارت خانه خدا بروی.

پدر و مادر را نیازاری.

مال یتیم را به ظلم نخوری.

ربا نخوری.

شراب و هیچ نوشابه مسکری نیاشامی.

زنا نکنی.

لواط نکنی.

سخن چینی نکنی.

قسم دروغ به خدا نخوری.

اسراف نکنی.

شهادت دروغ برای هیچ کس ندهی ، چه نزدیک ، چه بیگانه.

حق را از هر کس بپذیری ، چه کوچک ، چه بزرگ.

هوا پرست نباشی.

زنان پاکدامن را متهم نکنی.

ریا نکنی که کمترین ریا ، شرک به خدای عزّوجل است.

به عنوان عیبجویی به کوتاه قامت نگویی ای کوتاه و به بلند بالا نگویی ای دراز.

هیچ یک از خلق خدا را مسخره نکنی.

بر بلا و مصیبت شکیبا باشی.

نعمت های خدا را سپاس گذاری.

از کیفر گناهانت ایمن نباشی.

از رحمت خدا نا امید نشوی.

از گناهان توبه کنی که توبه کننده مثل کسی است که گناه نکرده.

اصرار بر گناه نورزی و پی در پی استغفار کنی.

بدانی آنچه به تو رسیده طبق تقدیر الهی بوده و قابل تخلف نبوده.

و آنچه نرسیده ، امکان رسیدن نداشته.

برای راضی کردن خلق خدا را بخشم نیاری.

دنیا را بر آخرت ترجیح ندهی ، چه دنیا ناپایدار است و آخرت جاویدان.

آنچه داری نسبت به برادران بخل نکنی.

باطن و ظاهرت یکی باشد ، ظاهر زیبا و باطن زشت نداشته باشی که از منافقان محسوب می شوی.

دروغ نگویی و با دروغ گویان نیامیزی.

از شنیدن حرف حق غضب نکنی.

خود و زن و فرزندت را تا حدود قدرت ادب کنی.

به علمت عمل کنی.

با هیچ یک از خلق خدا جز با حق رفتار نکنی.

با خویش و بیگانه سخت نگیری.

ستمگر و سرسخت نباشی.

سبحان الله و لا اله الا الله بسیار بگویی.

مرگ و عالم بعد از مرگ قیامت و بهشت و دوزخ را بسار یاد کنی.

قرآن فراوان بخوانی و به قرآن هم رفتار نمایی.

نیکی و احسان در حق مومنین و مومنات غنیمت بشماری.

دقت نمایی هر چه برای خود نمی پسندی ، برای دیگران هم نپسندی.

از کار خیر بستوه نیایی.

بار خود را بدوش دیگری نیفکنی.

چون بر کسی احسان کردی بر او منّت ننهی.

دنیا را زندان خود شماری تا خداوند بهشت برایت مقدر کند.



ّاین چهل حدیث هر که در عمل به آنها پایدار بماند و آنها را از من برای امّت حفظ کند ، به رحمت خدا وارد بهشت شود و پس از پیغمبران و اوصیای آنها بدرگاه خدا برترین و محبوبترین آنها باشد.



و در قیامت با پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحان محشور شود و چه خوش رفقایی دارد.



خدایا ما را هم با حضرت محمد مصطفی (ص) در یک جایگاه در بهشت قرار بده. آمین.



نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:جمعه 16 دی 1390 | نظرات ()

نماز جعفر طیار

جمعه 16 دی 1390  08:17 ق.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

ابن عباس گوید ، پیغمبر صل الله علیه و آله به پدرم فرمود : عمو جان ، می خواهی عملی به تو بیاموزم که ده نتیجه داشته باشد.

موجب آمرزش گناهانت شود.

گناهان اول و آخر ،

قدیم و جدید ،

عمدی و سهوی ،

صغیر و کبیر ،

نهان و عیان ،

چهار رکعت نماز می گذاری در هر رکعت حمد و سوره می خوانی ، پس از قرائت ، پانزده مرتبه :

سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر بگو ، (همان تسبیحات اربعه در نماز)

و در رکوع ده مرتبه ،

پس از رکوع ده مرتبه ،

و در هر سجده و بعد از آن هم ده مرتبه بگو.

که جمعاً هفتاد و پنج مرتبه می شود. ( در هر رکعت این عمل را باید انجام داد که در مجموع سیصد مرتبه می شود)

اگر می توانی هر روز این نماز را بخوان.

و اگر نه ماهی یک مرتبه ،

و اگر نه سالی یکمرتبه ،

و اگر نه در عمر یک مرتبه

منبع : کشکول حاج شیخ محمد منتظری یزدی
مولف گوید : این همان نماز جعفر طیار است که از ائمه با ثواب زیاد نقل شده و آن را نماز حبوة نیز گویند.

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود؟

جمعه 16 دی 1390  08:13 ق.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

از پیغمبر صل الله علیه و آله و سلم پرسیدند چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود با اینکه خداوند فرموده :

فرمود : ده چیز دل های شما را میرانده.

اول : با اینکه خدا را شناختید وظیفه بندگی را انجام ندادید.

دوم : قرآن خواندید و بکار نبستید.

سوم : دعوی دوستی پیغمبر (ص) کردید و با فرزندانش دشمنی کردید.

چهارم : ادعای عداوت شیطان کردید و از او پیروی نمودید.

پنجم : گفتید بهشت را دوست داریم و عمل نکردید.

ششم : گفتید از دوزخ می ترسیم و بدن های خویش در آن افکندید.

هفتم : به عیب مردم پرداختید و از عیوب خود غافل شدید.

هشتم : لاف دشمنی دنیا زدید و به جمع اموال پرداختید.

نهم : به مرگ اقرار کردید و آماده آن نشدید.

دهم : مردگان را به خاک سپردید و عبرت نگرفتید.

به این مناسبات دعای شما مستجاب نمی شود.


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

ذکر خدا

جمعه 16 دی 1390  08:10 ق.ظ

نوع مطلب :حدیث ،

امام صادق (ع ) فرمود :

سخت تر چیزیکه خدا بر خلقش واجب ساخته ، ذکر بسیار خداست ، مقصود گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست ، اگر چه این هم از جمله ذکر است ، بلکه مقصود یاد آوردن خداست در آنچه حلال و حرام فرموده که اگر طاعت خداست عمل کند و اگر معصیت است ترک نماید




۱- حضرت صادق علیه السلام فرمود : هیچ چیز نیست جز آنکه برای آن حدی ( و اندازه ای ) است که بدان پایان پذیرد مگر ذکر خدای عزوجل که حدی ندارد تا پایان پذیرد ٬ خدای عزوجل فرائض را واجب کرده و هر که آنها را به جای آورد همان حد و انتهای آنهاست ٬ و ماه رمضان است پس هر که آنرا روزه دارد همان حد آن است ٬ و حج ( واجب است ) و هر که حج کرد پایان رسانده ٬ مگر همان ذکر که به راستی خدای عزوجل به اندک آن راضی نشده و انتها و حدی برای آن قرار نداده که بدان پایان یابد ٬ سپس این آیه را تلاوت فرمود :



" ای آنانکه ایمان آوردید یاد کنید خدا را بسیار ٬ و تسبیحش گوئید بامدادان و شامگاهان " ( سوره احزاب آیه ۴۱-۴۲ )



پس فرمود : خدای عزوجل برای آن حدی که بدان پایان پذیرد قرار نداده است.

فرمود : و پدرم فراوان ذکر خدا می کرد ٬ (گاهی ) من به همراه او می رفتم و او ذکر خدا می کرد ٬ با او غذا می خوردم او ذکر خدا می کرد ٬ و (گاهی ) با مردم گفتگو می کرد ولی آن از ذکر خدا بازش نمی داشت و من می دیدم زبانش را که چسبیده به کامش بود و می گفت : " لا اله الا الله " ٬ و پیوسته ما را انجمن می کرد و ما را به ذکر خدا فرمان می داد تا آفتاب بزند و هر کدام ما که خواندن (قرآن ) می دانستیم دستور به خواندن می داد ٬ و هر کدام نمیدانست به او دستور ذکر می فرمود.



در هر خانه ای که قرآن خوانده شود و ذکر خدای عزوجل شود برکت آن خانه زیاد گردد و فرشتگان در آن خانه آیند و شیاطین از آن دوری کنند و برای اهل آسمان بدرخشد چنانچه ستاره فروزان برای اهل زمین می درخشد ٬ و (اما) خانه ای که در آن قرآن خوانده نشود و خدا در آن خانه ذکر نشود برکتش کم شود و فرشتگان از آن دوری کنند و شیاطین در آن خانه در آیند.



و بتحقیق رسول خدا (ص) فرموده : آیا شما را آگاه نکنم به بهترین کارهایتان که در درجات شما از همه کارها بالاتر و نزد خداوند از همه پاکتر و پاکیزه تر است ٬ و برای شما از دینار ( طلا ) و درهم ( نقره ) بهتر ٬ و از اینکه با دشمن خودتان بر خورد کنید ( و جهاد کنید ) و شما آنها را بکشید و آنها شما را بکشند خوبتر است ؟

عرض کردند : چرا

فرمود : آن بسیار ذکر خدا کردنست ٬ سپس فرمود : مردی خدمت پیغمبر ( ص) فرمود : هر که زبانی گویا به ذکر خدا داده شده است ٬ خیر دنیا و آخرت به او داده شده.



۲- حضرت صادق ( ع) فرمود : شیعیان ما آنهائی هستند که هرگاه تنها باشند ذکر خدا بسیار کنند.



۳- و نیز آنحضرت فرمود : رسول خدا (ص) فرموده : هر که ذکر خدای عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد ٬ و هر که ذکر خدا را بسیار کند برای او دو براءت ( یعنی منشور آزادی ) نوشته شود : یکی براءت از دوزخ ٬ و دیگری براءت از نفاق ( و دروئی )



۴- حضرت صادق ( ع) فرمود : تسبیح فاطمه زهرا علیه السلام از جمله ذکر بسیاری است که خدای عزوجل فرموده است : " خدا را یاد کنید ٬ یاد کردن بسیار " (سوره احزاب آیه ۴۱ )



۵- و نیز امام صادق (ع) فرمود : هر که بسیار ذکر خدای عزوجل را کند خداوند او را در بهشتش در کنف رحمت خود جا دهد.

منبع : اصول کافی


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

ازدواج

جمعه 16 دی 1390  08:08 ق.ظ

نوع مطلب :حدیث ،

بیشتر گناهانی که انسان انجام می دهد قبل از ازدواج صورت می گیرد. که نمونه آن را در جامعه خود می بینیم که خود قلباْ باید از این کار تنفر داشته باشیم که اولین گام امر به معروف و نهی از منکر تنفر و نفرت قلبی از آن کار بد است.


امام صادق (ع) فرمودند : کسی که از ترس تهیدستی ازدواج نکند به خدا بدگمان است. ( وسائل الشیعه ٬ ج ۱۴ ٬ حدیث ۱ ٬ صفحه ۲۴ )



دوست دارید خداوند بزرگ شما را یاری کند؟:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : یاری سه کس بر خداوند متعال لازم است:

آن کس که در راه خدا جهاد کند و بنده ای که برای آزادی خود قرار داد بسته و می خواهد قیمت آن را بپردازد و کسی که به منظور عفت زن می گیرد.



در حدیثی دیگر از پیامبر (ص) است که می فرمایند:

هر که زن بگیرد به این منظور که از محرمات بر کنار ماند ٬ بر خداوند لازم است که او را یاری کند.



دوست دارید شیطان را از خود دور کنید؟:

حضرت محمد (ص) : هر جوانی که در آغاز جوانی زن بگیرد ٬ شیطان وی بانگ زند : وای بر من ٬ دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت.



دوست دارید نصفی از ایمان شما کامل شود؟:

پیامبر (ص) : هر که زن گیرد یک نیمه ایمان خویش را کامل کرده ٬ از خدا درباره نیمه دیگر بترسد.



و پس از ازدواج تازه آغاز لطف و عنایات و رزق و روزی خداوند است :

رسول خدا (ص) : زن بگیرید که زنان توانگری می آورند.



از این یکی حدیث که می شود فهمید ازدواج چقدر مهمه :

پیامبر فرمودند : دو رکعت نماز کسی که زن دارد بهتر از هشتاد و دو رکعت نماز عزب است.



دوست دارید پیامبر خدا ٬ بهترین خلق خدا ٬ رحمت للعالمین و اشرف مخلوقات به سایر پیامبران افتخار کند :

رسوا خدا (ص) : زن مهربان و بچه آور بگیرید ٬ زیرا من به کثرت شما به سایر پیامبران افتخار می کنم.



اما چطور زنی باید بگیریم؟ :

پیامبر اسلام (ص) : زن را برای چهار چیز گیرند : مال و شرف و جمال و دین و تو زن دین دار بجوی.



رسول خدا (ص): برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند می آورند.



دوست دارید در پیش خداوند پاک ٬ شما هم پاکدامن بمانید:

پیغمبر (ص) به زید بن ثابت فرمود : ازدواج کرده ای ؟ گفت نه ٬ فرمود : ازدواج کن تا پاکدامن باشی.

و با شهیرة ٬ لهیرة ٬ نهیرة ٬ هیدرة و لفوت ازدواج نکن.

زید گفت : یا رسول الله ٬ من اینها که گفتی نمی دانم یعنی چه؟

فرمود مگر عرب نیستید.

شهیرة : کبود رنگ ٬ بد زبان ٬ بی حیا است.

لهیرة: بلند قامت ٬ لاغر اندام است.

نهیرة : کوتاه قد ٬ بد قیافه است.

هیدرة : پیر سالخورده است.

لفوت : بچه دار از شوهر دیگر است.



پیامبر (ص): بهترین زنان ٬ آنهایی هستند که مهرشان کمتر و نیک صورت هستند.



پیامبر (ص): بهترین ازدواج ها آنست که آسان تر انجام گیرد.



یا قاضی الحاجات ٬ به همه مسلمانان زنی پاک ٬ نیکو کار ٬ محجبه ٬ جمیله و خلاصه بهترین چیزی که نزد خود است را بده و از گناهان ما در گذر ٬ یا غفار الذنوب.

تو و تنها تو هستی که می توانی ما را به راه راست هدایت کنی.


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

نگاه

سه شنبه 5 مهر 1390  11:32 ق.ظ

نوع مطلب :حدیث ،

 

 

حدیث (1) امام صادق علیه‏السلام :

اَوَّلُ النَّظَرَةِ لَكَ وَ الثّانیَةُ عَلَیكَ وَ لا لَكَ وَ الثّالِثَةُ فیهَا الهَلاكُ؛

نگاه اول [ناخودآگاه به نامحرم] براى تو [حلال] است و نگاه دوم ممنوع است و حرام و نگاه سوم، هلاكت‏بار است.

من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 474، ح 4658

حدیث (2) امام على علیه‏السلام :

إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذا نَظَرَ اعْتَبَرَ... وَالْمُنافِقُ إِذا نَظَرَ لَها؛

نگاه مؤمن عبرت‏آمیز و نگاه منافق سرگرمى است.

تحف العقول، ص212

حدیث (3) امام على علیه‏السلام :

مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ؛

هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت مى‏شود.

غررالحكم، ح 9122

حدیث (4) پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

 اَوصانى رَبّى بِسَبعٍ: اَوصانى بِالاِْخلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانیَةِ وَ اَن اَعْفُوَ عَمَّن ظَلَمَنى و اُعْطىَ مَن حَرَمَنى و اَصِلَ مَنْ قَطَعَنى و اَن یَكونَ صَمْتى فِكْرا وَ نَظَرى عِبَرا؛

پروردگارم هفت چیز را به من سفارش فرمود: اخلاص در نهان و آشكار، گذشت از كسى كه به من ظلم نموده، بخشش به كسى كه مرا محروم كرده، رابطه با كسى كه با من قطع رابطه كرده، و سكوتم همراه با تفكّر و نگاهم براى عبرت باشد.

كنزالفوائد، ص 184 

حدیث(5) امام صادق علیه‏السلام :

اِیّاکُم وَ النَّظرَة فَانَّها تَزرَع فی القَلبِ الشَهوَة وَ کَفى بِها لِصاحِبِها فِتنَة؛

از نگاه [ناپاک] بپرهیزید که چنین نگاهى تخم شهوت را در دل مى‌کارد و ‏همین براى فتنه‌ى صاحب آن دل بس است.

تحف ‏العقول، ص 305

حدیث(6) پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

إیّاکُم وَ فُضولَ النَّظَرَ فَإنَّهُ یَبذُرُ الهَوَی وَ یولِّدُ الغَفلَهَ
از نگاه های اضافی بپرهیزید چرا که تخم هوس می پراکند و غفلت می آورد

بحارالانوار ج69 ص19


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

اطاعت و پیروی از خدا

سه شنبه 5 مهر 1390  11:29 ق.ظ

نوع مطلب :حدیث ،

 

حدیث (1) امام رضا علیه‏السلام:

مَنِ اتَّقَى اللّه‏َ یُتَّقى وَ مَنْ اَطاعَ اللّه‏َ یُطاعُ؛

هر كس حریم خدا را حفظ كند، حرمتش حفظ مى‏شود و هر كس خدا را اطاعت كند، اطاعت مى‏شود.

كافى، ج 1، ص 137، ح 3

حدیث (2) حضرت محمد (ص):

أفضَلُ الأعمالِ الحُبُّ فی اللهِ وَ بُغضُ فی الله
برترین اعمال دوست داشتن در راه خدا و دشمنی در راه اوست.

مستدرک الوسایل ج12 ص225


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

زیارت عاشورا

چهارشنبه 30 شهریور 1390  09:54 ق.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر تو اى فرزند امیر مؤمنان و فرزند آقاى اوصیاء


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانیان، سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسى و اى کشته اى که انتقام کشتگانت نگرفتى


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز


یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ

اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام


و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ

و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى را بر شما خاندان


وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها

و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود


و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ

و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهیه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند


بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم

بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان


یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ

اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت


وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را


وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پیكار با تو


بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ

پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را


وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله


اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آخرت


یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ

اى اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤ منین و فاطمه و حسن


وَ اِلَیْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْكُمْ

شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بیزارى جستن از آسى آه شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت


وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ على اَشْیاعِكُمْو

و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما


بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ

بیزارى جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى دوستان شما


وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَ النّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ

و به بیزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى از یاران و پیروانشان


اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ

من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد


فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را


اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

به اینكه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنیا و آخرت


وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ] مِنْكُمْ

و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گویاى [به حق] که از شما (خاندان ) است


وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَه

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یك مصیبت زده از مصیبتى که دیده


وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ

براستى چه مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى


اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد


اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

خدایا این روز روزى است که مبارك و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او و آلش باد


فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پیامبرت صلى اللّه علیه و آله


اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ

خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر ایشان باد از جانب تو براى همیشه


وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ

و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسین صلوات اللّه علیه


اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ [الاَْلیمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ فى هذَ الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا

خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم


وَ اَیّامِ حَیاتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ

و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن پیامبرت و خاندان پیامبرت که بر او و بر ایشان سلام باد


پس مى گویى صد مرتبه:


اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

خدایا لعنت کن نخستین ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسى که او را در این زور و ستم پیروى کرد


اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً

خدایا لعنت کن بر گروهى که پیكار کردند با حسین علیه السلام و همراهى کردند و پیمان بستند و از هم پیروى کردند براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را


پس مى گویى صد مرتبه:


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ ی اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار زیارت من از شما


اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین


پس مى گویى:


اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ

خدایا مخصوص گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را


اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ

خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت


پس به سجده مى روى و مى گویى:


اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّکِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى

خدایا مخصوص تو است ستایش سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم


اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانكه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام.


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

امام مهدی (ع)

پنجشنبه 3 شهریور 1390  05:34 ب.ظ

نوع مطلب :حدیث ،

 

حدیث (1) رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى یَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛

مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمین از بیداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.

كتاب سلیم بن قیس، ص 429

حدیث (2) حضرت مهدی (عج) :

فإنّا یُحیطُ عِلمُنا بِأنبائِکُم وَ لا یَغرُبُ عَنَا شَیءُ مِن أخبارکُم
علم ما به شما احاطه دارد و چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

خواص سوره های قرآن

جمعه 24 تیر 1390  01:43 ب.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

1) فاتحه: مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر
ادامه مطلب

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

ازدواج

جمعه 24 تیر 1390  09:50 ق.ظ

نوع مطلب :حدیث ،

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

کسى که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص۱۵۴٫

. . .



. . .



ادامه مطلب

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:جمعه 24 تیر 1390 | نظرات ()

آموخته ام که ...

جمعه 24 تیر 1390  08:33 ق.ظ

نوع مطلب :حرف های شنیدنی ،

 

آموخته ام که ...
با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید
ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد

چارلی چاپلین.


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

چه كسانی واقعا خدا را دوست دارند

جمعه 24 تیر 1390  08:30 ق.ظ

نوع مطلب :حرف های شنیدنی ،

مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.

مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:« این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟»...

فرشتـه جواب داد:« می خواهم با این مشعـل بهشت را آتش بـزنم و با این سطل آب، آتش های جهنم را خاموش کنم. آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

تاجر و باغ

جمعه 24 تیر 1390  08:20 ق.ظ

نوع مطلب :حرف های شنیدنی ،

مردی تاجر در حیاط  قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود

تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت

اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد

تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند ، رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟

درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم

مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود

علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم

از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم

مرد در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود

علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم


نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

راز خوشبختی مرد فقیر

جمعه 24 تیر 1390  08:16 ق.ظ

نوع مطلب :داستان کوتاه ،

روزگاری مردی فاضل زندگی می‌کرد و هشت‌ سال تمام مشتاق بود راه خداوند را بیابد؛

او هر روز از دیگران جدا می‌شد و دعا می‌کرد تا روزی با یکی از اولیای خدا و یا مرشدی آشنا شود.


یک روز هم‌چنان که دعا می‌کرد، ندایی به او گفت به‌جایی برود

در آن‌ جا مردی را خواهد دید که راه حقیقت و خداوند را نشانش ‌خواهد داد.

مرد وقتی این ندا را شنید، بی‌اندازه مسرور شد و به ‌جایی که به او گفته شده بود، رفت.

در آن ‌جا با دیدن مردی ساده، متواضع و فقیر با لباس‌‌های مندرس و پاهایی خاک‌ آلود، متعجب شد!

مرد آن اطراف را کاملاً نگاه کرد اما کس دیگری را ندید. بنابراین به مرد فقیر رو کرد و گفت : روز شما به ‌خیر.

مرد فقیر به ‌آرامی پاسخ داد: هیچ‌وقت روز شری نداشته‌ام !

پس مرد فاضل گفت: خداوند تو را خوشبخت کند !

مرد فقیر پاسخ داد: هیچ‌گاه بدبخت نبوده‌ام !!!

تعجب مرد فاضل بیش‌‌تر شد: همیشه خوشحال باشید…

مرد فقیر پاسخ داد: هیچ‌گاه غمگین نبوده‌ام !!!

مرد فاضل گفت: هیچ سر درنمی‌آورم. خواهش می‌کنم بیش‌تر به من توضیح دهید.

مرد فقیر گفت: با خوشحالی این‌کار را می‌کنم.

تو روزی خیر را برایم آرزو کردی درحالی‌که من هرگز روز شری نداشته‌ام زیرا در همه‌حال،

خدا را ستایش می‌کنم. اگر باران ببارد یا برف، اگر هوا خوب باشد یا بد، من هم‌چنان خدا را می‌پرستم.

اگر تحقیر شوم و هیچ انسانی دوستم نباشد،

باز خدا را ستایش می‌کنم و از او یاری می‌خواهم بنابراین هیچ‌گاه روز شری نداشته‌ام…

تو برایم خوشبختی آرزو کردی در حالی‌که من هیچ‌وقت بدبخت نبوده‌ام

زیرا همیشه به درگاه خداوند متوسل بوده‌ام و می‌دانم هرگاه که خدا چیزی بر من نازل کند،

آن بهترین است و با خوشحالی هر آن‌چه را برایم پیش‌بیاید، می‌پذیرم.

سلامت یا بیماری، سعادت یا دشمنی، خوشی یا غم، همه‌ هدیه‌هایی از سوی خداوند هستند…

تو برایم خوشحالی آرزو کردی، در حالی‌که من هیچ‌گاه غمگین نبوده‌ام

زیرا عمیق‌ترین آرزوی قلبی من، زندگی‌کردن بنا بر خواست و اراده‌ی خداوند است …

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

تصمیم

جمعه 24 تیر 1390  08:11 ق.ظ

نوع مطلب :حرف های شنیدنی ،

مرد تصمیمش را گرفته بود می خواست اموالش را بفروشد و در تجارت به کار اندازد . هر شب دعا می کرد : خدایا کمکم کن تا در تجارت موفق شوم... اما هر چه بیشتر تلاش می کرد کمتر موفق میشد

تا اینکه بالاخره توانست آنها را با قیمت بالایی بفروشد و عاقبت چنان غرق در ثروت شد که از همه چیز و همه کس برید . از تنهایی به خدا پناه برد و گفت : خدایا! تو که می دانستی عاقبتم چنین می شود چرا دعایم را مستجاب کردی؟؟؟

در خواب کسی به او گفت : بار اول ثروت خواستی و خدا از تو صبر خواست اگر صبر می کردی بهترین راه را برای خوشبختی انتخاب می کردی

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

مفاسد آخرالزمان

جمعه 24 تیر 1390  08:08 ق.ظ

نوع مطلب :دین و مذهب ،

مفاسدى كه در آستانه انقلاب حضرت مهدى (ع) فراگیر مى شود، بسیار است امام صادق (ع) در
روایتى، نوع مفاسدى كه در آخر الزمان رایج مى شود و بعضى از آن ها جنبه اجتماعى وسیاسى، و بعضى
جنبه اخلاقى دارد را پیش بینى كرده است حضرت مى فرماید:

ادامه مطلب

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

كمك كنید دارم میمیرم!

جمعه 24 تیر 1390  08:06 ق.ظ

نوع مطلب :داستان کوتاه ،

اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد . با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن .آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه. سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم و بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم . گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم. الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!ا
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!ا
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد...

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:- | نظرات ()

جک

جمعه 24 تیر 1390  07:57 ق.ظ

نوع مطلب :سرگرمی ،


ادامه مطلب

نوشته شده توسط: wind | آخرین ویرایش:جمعه 24 تیر 1390 | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:3  
  • 1  
  • 2  
  • 3